سناریو بی تی اس
وقتی که حامله ای و شب ساعت 4 ویار شکلات میکنی و اونا رو بیدار میکنی برات بخره ولی اونا دعوات میکنن
نامجون : ببخشید عزیزم ولی ساعت 4 صبح کدوم مغازه بازه آخه برات شکلات بخرم ( مهربون)
جین : گریه نکن صورت هندسام ات خراب میشه ها . ببخشید هم عصبانی شدم ( سرت رو بوس میکنه)💖
یونگی : برات پیدا میکنه و میخره حتی اگه زیر سنگ باشه ( این است قدرت آگوست دی اعظم🗿)
جیهوپ: برات خریده و محض احتیاج گذاشته زیر تخت و اصلا کار به دعوا نمیرسه😋
جیمین : بغل ات میکنه و معذرت خواهی میکنه و میگه فردا برات میخره
تهیونگ: با هم میرید میخرید و از اینکه دعوات میکنه پشیمونه و کلی منتظر کشی ات رو میکنه تا ببخشیش🫠
جونگکوک: وقتی دعوات کرد و تو گریه ات میگیره خودش هم گریه اش میکنه و تو الان داری اونو آروم میکنی 🤣
منتظر لایک و کامنت هاتونم هستم 🥹
نامجون : ببخشید عزیزم ولی ساعت 4 صبح کدوم مغازه بازه آخه برات شکلات بخرم ( مهربون)
جین : گریه نکن صورت هندسام ات خراب میشه ها . ببخشید هم عصبانی شدم ( سرت رو بوس میکنه)💖
یونگی : برات پیدا میکنه و میخره حتی اگه زیر سنگ باشه ( این است قدرت آگوست دی اعظم🗿)
جیهوپ: برات خریده و محض احتیاج گذاشته زیر تخت و اصلا کار به دعوا نمیرسه😋
جیمین : بغل ات میکنه و معذرت خواهی میکنه و میگه فردا برات میخره
تهیونگ: با هم میرید میخرید و از اینکه دعوات میکنه پشیمونه و کلی منتظر کشی ات رو میکنه تا ببخشیش🫠
جونگکوک: وقتی دعوات کرد و تو گریه ات میگیره خودش هم گریه اش میکنه و تو الان داری اونو آروم میکنی 🤣
منتظر لایک و کامنت هاتونم هستم 🥹
- ۷.۱k
- ۰۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط