{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد !
ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام …
دیدگاه ها (۱)

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم،دیدمطاقت اسم هایی را کـ میگوی...

مهم نیست فردا چی میشه...(مهم اینه که امروز دوستت دارممهم نیس...

کاش میشد یک لحظه جایمان را با هم عوض کنیم شاید تو میفهمیدی چ...

گاهی دلت از سن و سالت می گیردمیخواهی کودک باشیکودک به هر بها...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭¹⁴ یه نیم ساعتی گذشت که غذا آماده شد...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط