فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد !
ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام …
دیدگاه ها (۱)

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم،دیدمطاقت اسم هایی را کـ میگوی...

مهم نیست فردا چی میشه...(مهم اینه که امروز دوستت دارممهم نیس...

کاش میشد یک لحظه جایمان را با هم عوض کنیم شاید تو میفهمیدی چ...

گاهی دلت از سن و سالت می گیردمیخواهی کودک باشیکودک به هر بها...

"𝙼𝚈 𝙴𝚇 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟻"ــــ چشم عموجون الان میام پشت بند حرفم ب...

"شراب سرخ" Part: ¹⁰ویو جناجونگی: چته هیون....هیون؟ ...هیون د...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط