{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجازه دارم بگم؟ ....سلاام😂

اجازه دارم بگم؟ ....سلاام😂
اومدم دوباره با یک عدد سناریوی درخواستی خب امیدوارم خوشتون بیاد و باهاش حال کنید البته میدونم سناریو هام چرت و پرتن ولی خب 😅✨🍷


pov : ریکشن پسرای اسلیترین اگه


وقتی پدر و مادرمون دارن از هم جدا میشن و ما ناراحتیم 🥺🫂


تام : می‌ره مامان بابا تو تهدید می‌کنه که اگه جدا شن میکشتشون و به تو هم میگه که باهاشون حرف زده (فقط حرف؟) و توهم از خوشحالی میپری بغلش و تام هم یه پوزخند از روی رضایت میزنه 🍷❤️‍🩹


متیو : دل داریت میده و سعی می‌کنه بهت بفهمونه که دیگه اونا از هم خسته شدن و تو باید درکشون کنی ✨🥺


دراکو : میگه عیب نداره مامان بابای من هستن 😉😂 توهم میزنی به بازوش دراکو : شوخی کردم بابا چرا وحشی بازی آخ(دوباره میزنی به بازوش) باشه بابا غلط کردم خب توهم سعی کن درکشون کنی انتخاب خودشونه بعدم بغلت می‌کنه و سرتو میبوسه 🫠🥲🫂

تئو : خب آخه به توچه چیکارشون داری تو خودت قراره مادر بشی 😉🥸
ا/ت : تئو چی میگی من ناراحتم اونوقت تو میگی بچه 😐بعدم اونا مامان بابام هستن یعنی چی به تو چه😐
تئو : باشه باشه ناراحت نشو بیا بغلم (تشریف میبری بغلش) بعدم لباشو نزدیک گوشت میاره و حرفهای آرامش بخش زمزمه می کنه 🥺🤓


ریگولوس : مثل متیو (کمبود ایده 😔)











follow me darling 💞 😽.
دیدگاه ها (۱)

از این به بعد همیشه اینجوری شروع میکنم 🤓اجازه دارم بگویم؟......

pov : ریکشن پسرای اسلیترین اگه. مسافرت کجا میبر...

سلام صبح بخیر 🙂 ی سناریوی درخواستی داشتم گفتم بیام بنویسمش ا...

سلام 👋 چه خبرا؟ی درخواستی داشتم گفتم بیام بنویسمش امیدوارم خ...

سناریو درخواستی

رمان:رابطه ی مخفی

پسرای اسلیترین وقتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط