{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از این به بعد همیشه اینجوری شروع میکنم 🤓

از این به بعد همیشه اینجوری شروع میکنم 🤓
اجازه دارم بگویم؟.....سلام 🥸
خب باز هم اومدم با ی سناریو از پسرای اسلیترین این یکی یکدفعه به ذهنم رسید امیدوارم خوشتون بیاد 🙂💚


pov : ریکشن پسرای اسلیترین اگه

با هم اومدید خونه ی شما و تو با خانوادت بدجوری دعوا میکنی و برادرت می‌زنه تو گوشت 😉❤️


تام : میخواد چوبشو در بیاره و یه آواداکداورا به همشون بزنه ولی تو جلوشو میگیری و خودت انقد داداشتو میزنی که تام به زور جداتون می‌کنه 😂

دراکو : یکی جلوی اینو بگیره الان داداشتو می‌کشه🤧

متیو : داشت کم کم عصبانی میشد که وقتی داداشت زد تو گوشت دیگه دیوونه شد نشست رو داداشت و به فحش کشیدش و خلاصه متیو داشت قاتل میشد (عجب🤓)

لورنزو : قبل از اینکه دعوا بالا بگیره تو رو میبره بیرون چون می‌دونه یا تو قاتل میشی یا خودش (خوشمان آمد عجب زن و شوهر وحشیی 😈😎)


تئو : وقتی داری داداشتو به فحش و کتک می‌بندی داره تشویقت می‌کنه و با مامانت شرط بندی می‌کنه که کی برنده میشه 🤧😂


ریگولوس جون : ایشونم تو رو برده بیرون که نزنی کسی رو بکشی بدبختش کنی ولی خب تو بازم میری سراغ داداشت و میگیری لهش میکنی و ریگی جون داره التماست می‌کنه ولش کنی که پول دیه نده 😂🤧



قرار بود دارک بشه ولی طنز شد خب عیب نداره یکمم بخندیم 😂🤧🥸












follow me baby doll 🤧🤓.
دیدگاه ها (۲)

رویایی واقعی اما مانند دروغ

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

زیبای کوچک فریبکار

می گن گیرم که منطق ماهارو پیش گرفتیمو با #طالبان بستیم !چه ت...

سناریو

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

گل خونی پارت 40+ جیمی رو برایم پیدا کن = چشم و بعد تهیونگ گو...

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط