ستاره ای در میان تاریکی پارت
ستاره ای در میان تاریکی پارت 1
نویسنده..
برای دخترک امروز هم مثل روز های دیگر بود صبح با صدای گوشی و الارم رو مخش بیدار شد
موهای ابریشمیش به هم ریخته و و نور ستاره های چشماش به رو ی ایینه بازتاب میشه دخترک در نگاه اول مثل شاهزاده های قصه ی پریان میماند اما هی دل غافل کاشکی فقط قیافه شاهزاده هارو نداشت و مثل همون قصه ها کمی خوشبخت بود
البته الارم هی دیلینگ دیلینگ میکرد ولی کسی بیدار نمیشد🤣
ایمی: ععععع ههههه.... 😡بابا بیدار شدم دیگه این الارم چرا هی زنگ میزنه .... رو مخ
بعد ساعت زنگی ارزون و کوچک رو با کمک کوسش در حالی که تو خواب و بیداری کوبوند به دیوار و ساعت دو تیکه شد
این سومین بار تو این هفته بود که ساعت ش رو میشکوند
ایمی: خسته هه شدم ههی خدا دنیل هی میگفت نباید سه شیفت وایسم اشتباه کردم الان سرکلاس دوباره خواب الودم
البته کسی هم نمیفهمه اگه هم بفهمه هیچکس دلش نمیخواد باهام حرف بزنه معلم هم که بچپش هم نیستتت
ولی دیگه نباید اینجوری بیگاری از خودم بکشم ... اخه خرجم گرون شده بعدم این پول برا ایندمه اگه برم یوای خرجم صد برابر میشه بعدشم تا جایی که میدونم تو یوای اصلا به دانش اموز اشون فرصت استراحت یا وقت برا خودشون نمی دن اون وقت چجوری میخوام کار کنم 😖😣😫 ولش کنن حالا تا ازمون یه نه ماهی مونده اگه یه شیش هفت کلاس دیگه بزارم و چند تا شیفت اضافه کار کنم خوبه تازه بزار به دنیل بگم شاید تونست رییس رو راضی کنه تا یه چند تایی پیک با موتورم ببرم ... ععع دارم چی میگم ولش کن باید برم مدرسه.........
خوب اینم از پارت اول نظر بدید😆
نویسنده..
برای دخترک امروز هم مثل روز های دیگر بود صبح با صدای گوشی و الارم رو مخش بیدار شد
موهای ابریشمیش به هم ریخته و و نور ستاره های چشماش به رو ی ایینه بازتاب میشه دخترک در نگاه اول مثل شاهزاده های قصه ی پریان میماند اما هی دل غافل کاشکی فقط قیافه شاهزاده هارو نداشت و مثل همون قصه ها کمی خوشبخت بود
البته الارم هی دیلینگ دیلینگ میکرد ولی کسی بیدار نمیشد🤣
ایمی: ععععع ههههه.... 😡بابا بیدار شدم دیگه این الارم چرا هی زنگ میزنه .... رو مخ
بعد ساعت زنگی ارزون و کوچک رو با کمک کوسش در حالی که تو خواب و بیداری کوبوند به دیوار و ساعت دو تیکه شد
این سومین بار تو این هفته بود که ساعت ش رو میشکوند
ایمی: خسته هه شدم ههی خدا دنیل هی میگفت نباید سه شیفت وایسم اشتباه کردم الان سرکلاس دوباره خواب الودم
البته کسی هم نمیفهمه اگه هم بفهمه هیچکس دلش نمیخواد باهام حرف بزنه معلم هم که بچپش هم نیستتت
ولی دیگه نباید اینجوری بیگاری از خودم بکشم ... اخه خرجم گرون شده بعدم این پول برا ایندمه اگه برم یوای خرجم صد برابر میشه بعدشم تا جایی که میدونم تو یوای اصلا به دانش اموز اشون فرصت استراحت یا وقت برا خودشون نمی دن اون وقت چجوری میخوام کار کنم 😖😣😫 ولش کنن حالا تا ازمون یه نه ماهی مونده اگه یه شیش هفت کلاس دیگه بزارم و چند تا شیفت اضافه کار کنم خوبه تازه بزار به دنیل بگم شاید تونست رییس رو راضی کنه تا یه چند تایی پیک با موتورم ببرم ... ععع دارم چی میگم ولش کن باید برم مدرسه.........
خوب اینم از پارت اول نظر بدید😆
- ۵.۲k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط