{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاب دار پارت

(نقاب دار) پارت ۶

*باکوگو اون روز رو حتی از اوتاقش بیرون نیومد تا غذا بخوره حدودا ۲ روز تا آزمون مونده بود باکوگو هر روز بی حوسله تر از قبل اما بلخره روز آزمون رسید*

کاتسومی : مامان خیلی نگرانم اگه قبول نشه چییییییی

میتسوکی : نگران نباش اون میتونه

کاتسومی : ولی حالش خیلی بدههههههههه

میتسوکی : اون میتونه چون می خواد با ایزوکو بره یو.ای حتی اونم نباشه بخاطر غرورش و اینکه تو تونستی بری یو.ای اون هم تلاش میکنه قبول شه

*باکوگو و کاتسومی رفتن به سمت یو.ای باکوگو رفت داخل و کاتسومی هم رفت کنار سال بالایی و دوستاش که آزمون رو نگاه میکردن باکوگو وقتی رفت و روی یکی از صندلی ها نشست و این ور اون ور رو نگاه میکرد تا ببین ایزوکو هست یا نه ولی اصلا پیدا نمیکرد*

باکوگو : پس این نفله کجاست

ادامه پارت بعد 🌙✨️
ببخشید کم شد خیلی خستممممممممم عررررر😭
دیدگاه ها (۲۳)

اگه میشه پیجش را دنبال کنید ممنون میشم ❤️

(نقاب دار) پارت ۷باکوگو : پس این نفله کجاست *باکوگو بعد توضی...

میشه پیجش رو دنبال کنید ممنون میشم ❤️@lzuka

این بچه ی گل خودمه پیجش رو دنبال کنید @wxbiitaop

(نقاب دار) پارت ۲ایمیکو : نه نه ایرادی نداره خودت رو اذیت نک...

(نقاب دار) پارت ۱کاتسومی : باکوگو بدو دیگه داره قرارم با ایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط