{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سفری در راه است

سفری در راه است.
سفری دور به جایی نزدیک...
سفری از "خود " من تا به "خودم"
مدتی هست نگاهم به تماشای خداست.
و امیدم به خداوندی اوست...
.
.
به همسرم رضایت دادم که برای دفاع از حرم بانو #زینب "س" قدم برداره...
دوستان، همکاران و اقوام همه گفتند :
"برای چی اجازه دادی؟!"

هر کدام هم طعنه ای زدند.
یکی گفت:
"تو مثل من عاشق همسرت نیستی "
یکی گفت:
"لابد بخاطر پولشه که گذاشتی بره"
یکی دیگه گفت:
"میخوای بعدا کلاس بزاری بگی #همسر_شهید هستی!؟"
خلاصه هرکسی یچیزی گفت...
و من در مقابل همه شان فقط "لبخند" زدم...
اما در دل"شکستم"
شکستم از اینهمه غربت"بانو " . . .
...
کاش فقط یکنفر بهم میگفت که خوب کردی دلتو اروم کردی...!!!
خوب کردی که انقدر "خوب معامله کردی" چرا که با خوب کسی معامله کردی...
کسی نگفت که نگفت...
و من همچنان خودم هستم و دلم...
دیدگاه ها (۴)

دست نوشته های شهدادفترچه گناهان یومیه شهید کاظم رستگار نجفی ...

من با خودم مرور میکنم... د ل ن و ش ت ه؟؟؟ نه دلنوشته کم است،...

می گویند یک روز ” غضنفر ” !در صورتی که غضنفر یعنی ” شیر ، مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط