{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱

ویو ا.ت

شش سال از ازدواج من با جیهوپ می‌گذشت و یه دختر ۴ ساله داریم
من بازیگرم و نقش های زیادی بهم درخواست میشه ولی اگه عاشقانه باشه یا صحنه کیس داشته باشه جیهوپ میگه به هیچ عنوان قبلوش نکن
چند سالی بود که سریال عاشقانه بازی نکرده بودم و وقتی بهم درخواست دادن بدون اطلاع به جیهوپ قبولش کردم و حتی موضوع سریال رو هم به جیهوپ نگفتم
چند تا صحنه کیس داخلش داره برای همین نخواستم به جیهوپ بگم
امروز سریالم منتشر شد و جیهوپ گفت که امشب هر سه تامون با هم نگاش کنیم ، خب یکم استرس داشتم نکنه جیهوپ باهام دعوا کنه ؟
داشتم پشیمون میشدم ولی دیگه راه برگشتی وجود نداشت


فلش بک به شب


خوراکی ها رو داخل ظرف چیدم و روی میز کنار مبل گذاشتم

ا.ت : جیهوپ ، چه یونگ بیاید
جیهوپ دست تو دست با چه یونگ اومد
جیهوپ : منتظرم ببینم همسرم این بار چه فیلم شاهکاری بازی کرده
لبخندی بهش زدم که استرسم رو پنهان کنه
روی مبل نشستیم ، جیهوپ وسط منو چه یونگ بود
استرس زیادی گرفته بودم که از چشم جیهوپ دور نموند
جیهوپ : ا.ت چیزی شده ؟
ا.ت : نه نه خوبم ( لبخند ضایع )
سرش رو تکون داد و اخم محوی کرد
فیلم شروع شد
جیهوپ : راستی ژانرش چیه ؟
ا.ت : ژانرش ؟ چیزه ، نگاه کن خودت متوجه میشی
سری تکون داد
لحظه به لحظه که به صحنش نزدیک تر میشد
استرس زیاد تری می‌گرفتم
صحنه کیسش طوری بود که من اول شروع به بوسیدن میکردم و واقعا خجالت آور بود که شوهرم بخواد اینو ببینه ، البته جیهوپ خیلی مهربونه فکر نکنم دعوای شدیدی باهام کنه

به صحنه کیس که رسید جیهوپ با تعجب و عصبانیت به سمتم برگشت چند ثانیه با اعصانیت توی چشمام خیره شد بعدش فیلم رو اِستُپ کرد و


ادامه دارد.........

ببخشید کوتاه بود .
دیدگاه ها (۲۳)

پارت ۳ ویو جیمین حرفاش مثل تیری توی قلبم فرو می‌رفت من اینقد...

آتیشی که از بارون شروع شدpart25ویوی ا. تنصف شب بود.خوابم نمی...

A love that begins with jealousy ✨part11:ویو ا-ت: خواب بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط