{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔 💔 💔

💔 💔 💔
دیگر هوای برگــردانـدنـت را نــدارم
هــرجــا کــه دلــت مــیـخــواهــد بــُـرو . . . !!!
فــقــط آرزو مــیـکـنـم
وقـتـی هــوایِ مـَـن بـه سـرت زد
آنــقـدر آســمــانِ دلــت بــگــیــرد
کـه بــا هــزار شــب گــریــه
چــشــمــانــت
بــاز هــم آرام نــگــیــردا
دیدگاه ها (۱)

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط