تو خودت می دانی

تو خودت می دانی
با تو عمریست ،
در آوار غم و بی نفسی مدفونم
تن من می لرزد ،
نه که از لرزش مشهور زمین
و نه از سردی فصلی که گذشت ...
که از این سردی بی مهری تو می لرزد ،
دل آواره که یک عمر پریشان تو بود
دیدگاه ها (۱)

حرمت عشق به دل دادن ودل بستن نیستبه نگاهی مهربان است که مستو...

🌙🍫مرا در سایه‌ی چشمت پناهی ده🍫به این دل، از غمِ دنیا گواهی د...

❤️زانکوقشنگ شد....❤️🔥💗عشق را تن پوش جانم مے ڪنی💗چترے از گل س...

خداوندا، تو می‌دانی چه سخت است آدمی بودن، میانِ این‌همه اندو...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

شبيه شيشه مي مانم ... تو هم مانند بارانيرسيدي توي اغوشم ... ...

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط