{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم دیدار میخواهد

دلم دیدار میخواهد
از آنها که بی هوا در گوشه ای از شهر
به دور از هر گزند و تلخی
جدا از هر خاطره یِ نامفهوم و خاکستری
بیایم جلویِ چشمهایت
با شک و دودِلی بپرسم:
ببخشید فلانی؟
آه که چقدر دلتنگتان بودم.
آغوشم را باز کنم
با فریاد بگویَم:
بلاخره پیدایت کردم همتایِ بی همتایِ من،
دلم میخواهد همان جا همه ی وجودم چشم شَود،
گوش شوَم برای صدایت.
مهربان شوم برای دیدنت.
چشم شوم برای همیشگی بودنت،
تا بمانی.
انقدر که یادم برود سالهاست که از من دوری!
دیدگاه ها (۱)

نبضِ عاشقانه هایم را بگیرببین چقدرتُو ، تُو ، تُو میزند ...!...

ترانه هایت بوی بغض پاییز را دارددر یك غروب بارانییا نهبوی شر...

پاییز جان نرو،ب آخر نرس ...اینجا هزاران نفر چشم انتظار عشقی ...

دست‌تان را بدهیداین قفسه‌ی سینه استگوش کنیددیگر تپشی در آن ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط