{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک: عشق اجباری من

اسم فیک: عشق اجباری من
پارت: هشتم
مین جی: نخوام منتظر بمونم چی
جونگکوک: اون دیگه به خودت بستگی داره
مین جی: به من بستگی نداره به یه آدمی که الان داره روانیم میکنه بستگی داره
جونگکوک: روانی؟ خانم زشته از شما بعیده خانم به این محترمی حرفای زشت بزنه
مادر جونگکوک: پسرم بریم دیگه خسته هستن فردا میبینمشون
جونگکوک: اره اره میبینیمشون
(به مین جی نگاه کرد و خندید)
مین جی:(چشمامو از عصبانیت بست و باز کرد)
جونگکوک:
(داشت میرفت که برگشت روبه مین جی و گفت)
جونگکوک: عصبانیت پوستتو خراب می کنه
مین جی: خیلی ممنونم آقای دکتر که به من مشاوره دادید
جونگکوک: خواهش می کنم
(بعد این بحثشون رفتن توی پذیرایی و خانواده ها باهم خداحافظی کردن و مین جی هم رفت توی اتاقش)
مین جی:
امروز هم گذشت ولی با کلی حرص خوردن و عصبانی شدن
وقتی ازم دوره و خیلی نزدیکم نیست با اینکه کنارمه راحت میتونم جوابشو بدم ولی وقتی نژدیکم میشه....... اون مین جیه سابق نیستم
ضربان قلب بالا
استرس
نفس تنگی
نمیدونم چرا این احساس بهم دست میده
واییی فردا میان خاستگاریم
عالیه! بهتر از این نمیشه
(مین جی بالاخره بعد کلی فکر خوابش برد)
جونگکوک:
با خانوادش و خودش خداحافظی کردیم و
رفتیم خونه یه راس رفتم لباسمو عوض کردم و رفتم روی تخت دستمو پشت گردنم گذاشتم هروقت بهش نزدیک میشم اون احساس هارو توی چشمام میبینم
استرس
نگرانی خواهش
دلیلش چیه؟
یاد اولین موقعی که همدیگرو دیدیم افتادیم وقتی دست دادیم این حس ها قوی تر بودن دست هایی بی نقص کوچیک دست هاش توی دستم گم شد اون لحظه (نیشخند)
(و بالاخره جونگکوک هم بعد کلی فکر به خواب رفت)
اون شب جونگکوک و مین جی با کلی استرس وفکر به خواب رفتن
هرکدومشون به فکر همدیگه بودن
(فردا صبح)
شرط: ۱۹ لایک ۳۰ کامنت ۶ بازنشر
دیدگاه ها (۳۶)

🫧طناز🐚سوال پست: چه سالی به دنیا اومدی؟ لایک و فالو پیج من یا...

🫧آریکا🐚سوال پست: تاحالا تنهایی رفتی سفر؟ لایک و فالو پیج من ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: پنجم با لیا رفتیم توی اتاقم و ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: هفتم مین جی: اره خوبم فقط جمعیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط