{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما دو پیراهن بودیم

‏ما دو پیراهن بودیم،
بر یک بند...!
یکی را باد برد...
دیگری را باران هر روز
خیس میکند!
دیدگاه ها (۱)

به کدام "در" بگویم دوست داشتنم راکه "دیوارِ" نیامدنتفرو بریز...

من قبل از توزنده بودمبعد از تو هم زنده خواهم بودامابعید میدا...

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...آخه صداش...

هرچند جهان با تب و آشوب عجین استآغوش تو آرام‌ترین جای زمین ا...

⚫️🎥 پسران ایران یکی پس از دیگری پیراهن مسی را در سطل زباله م...

" «او می‌گوید باران را دوست دارد ، اما چترش را باز میکند.او ...

آسمان نیز دلش گرفته ..گاه میبارد ،گاه فریاد میزند ،گاه سکوت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط