{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏ما دو پیراهن بودیم،

‏ما دو پیراهن بودیم،
بر یک بند...!
یکی را باد برد...
دیگری را باران هر روز
خیس میکند!
دیدگاه ها (۱)

به کدام "در" بگویم دوست داشتنم راکه "دیوارِ" نیامدنتفرو بریز...

من قبل از توزنده بودمبعد از تو هم زنده خواهم بودامابعید میدا...

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...آخه صداش...

هرچند جهان با تب و آشوب عجین استآغوش تو آرام‌ترین جای زمین ا...

گفتگو با کافکا|گوستاو یانوشقلب خانه ای است با دو اتاق خواب.....

بچه هاامروز رفته بودیم بیرون منم از رو وابسته شدن زیاد یکی ا...

شناسه : #14003نام : پیراهن چاپیجنس : نخ وارداتی رنگ بندی : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط