{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت خط تیره گذاشت و گفت: تو باش اسیر سرنوشت…


دیگر حوصله ای نمانده است!
راستی ، مگر حوصله هم جزء آن چیزهایی بود
که تو آورده بودی که موقع رفتنت همه اش را بردی ؟!



پیراهنم را اتو می زنم
کفش ها را دستمال می کشم
زندگی اما
مرتب نمی شود…



به آیینه نگاه میکنم …
لبخند میزنم …
لبخند نمیزند …
دیدگاه ها (۱)

از دست این مورچه ها یه دقیقه موبایلمو نمیتونم بزارم زمین همش...

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻳﻪ ﺳﻮاﻝ ﺩاﺷﺘﻢﺧﺮﻳﺪ ﻣﻮﺩﻡ ﻭاﻳﺮﻟﺲ,ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺩاﻣﺎﺩﻩ ﻳﺎ ﻋﺮ...

.

...من از تو می نویسم کلام تازه ایتو از من می نویسی که پر آوا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

تکاپو پارت 96:برو.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍سه روز بعد...هوای صبح، خنک و آ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁹(نایون+...

کتاب سرنوشت برای هرکس چیزی نوشتنوبت ما که رسید قلم افتاد.......

کاتب سرنوشت،برای هرکس چیزی نوشت،نوبت ما ک رسید قلم افتاد،دیگ...

کتاب سرنوشت برای هرکسی چیزی نوشت نوبت به ما ک رسید قلم افتاد...

پیراهنم را اتو می زنم کفش ها را دستمال می کشم زندگی اما مرتب...

دیگر حوصله ای نمانده است!راستی ، مگر حوصله هم جزء آن چیزهایی...

دیگر حوصله ای نمانده است راستی ...مگر حوصله هم جزء آن چیزها...

دیگر حوصله ای نمانده است راستی ...مگر حوصله هم جزء آن چیزهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط