{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART⁴⁹

(نایون+)(جونگکوک–)(دکتر®)
®خب لطفاً برید روی تخت دراز بکشید...
نایون رفت روی تخت و لباسش رو زد بالا و جونگکوک رفت کنار تخت ایستاد و گوشیش رو درآورد
+میخوای چیکار کنی؟
–میخوام ضربان قلب بچه هام رو ضبط کنم که وقتی بزرگ شدن بهشون نشون بدم!
نایون به این حرکت جونگکوک لبخندی زد...دکتر اومد و ژل رو ریخت روی شکم نایون و پخشش کرد و دستگاه رو روی شکم نایون حرکت داد و اول وضعیت بچه ها رو چک کرد
®خب بچه ها تا اینجا رشد خوبی داشتن...همه مکمل ها رو مصرف می‌کنی که؟
+بله...شوهرم حواسش هست سر ساعت به میزان کافی همش رو مصرف کنم!
دکتر خندید و نگاهی به جونگکوک کرد
®حتما خیلی دوستش دارید!
–بیشتر از هرچیزی
دکتر فقط لبخندی تحویل جونگکوک داد و به کارش ادامه داد...
®خب الان می‌خوام ضربان قلبشون رو پخش کنم!
جونگکوک هیجانی تر شد و یه دستش رو به سمت دست نایون روی تخت برد و گرفتش و با دست دیگش دکمه ضبط رو زد...دکتر صدا رو پخش کرد...صدای ضربان قلب های کوچیکشون که تند تند میتپید و خبر از سالم بودنشون میداد...نایون با شنیدن صدای ضربان قلب اشک شادی توی چشماش حلقه زد و به صفحه دستگاه خیره شد...
+سلام کوچولو های من
–کوچولو های ما!
جونگکوک با لبخندی از شادی حرف نایون رو اصلاح کرد...بعد از مدتی دکتر صدا رو قطع کرد و یه دستمال به نایون داد تا شکمش رو پاک کنه و بعد براشون نسخه جدید نوشت و بهشون داد...دست در دست هم از کلینیک خارج شدن و سوار ماشین شدن... جونگکوک رانندگی رو شروع کرد و گاهی به نایون نگاه میکرد که دستش رو گذاشته بود روی شکمش و با لبخند بهش نگاه میکرد...
–بعد از شنیدن صدای ضربان قلبشون دیگه نمی‌ترسی؟
+نه...هنوزم یه کم میترسم ولی الان حس میکنم بیشتر آمادگی دارم...درضمن مامانم و مادربزرگت کلی چیز درمورد بچه داری بهم گفتن حس میکنم منم میتونم یه مادر خوب بشم!
–یه مادر عالی میشی!
+تو هم یه پدر عالی میشی!
–از همین الان دارم برنامه میریزم توی هر سنیشون کجا ببرمشون و باهاشون چه بازی هایی بکنم!
+واو خیلی ذوق داری و آماده ای!
–معلومه دیگه...این بهترین اتفاق زندگیمه باید براش آماده باشم!
جونگکوک واقعا ذوق داشت تا بچه هاشون به دنیا بیان و کلی کار انجام بدن...اما در همین حال حواسش به نایون بود تا اتفاقی براش نیفته و تقریباً کار توی شرکت رو آورده بود توی خونه تا کنار همسرش و بچه های به دنیا نیومده اش باشه و فقط برای جلسات مهم می‌رفت...با گذر زمان شکم نایون هم بزرگ و بزرگتر شد اما با حرفای جونگکوک خودش هم ناراحت نمیشد چون بلاخره این ها بچه هاش بودن!و هر روز جونگکوک و نایون باهم درمورد اسم ها صحبت میکردن و هر روز یه سری از گزینه ها رو کنار میزدن و از اونجایی که جنسیت بچه ها هنوز نامشخص بود هم اسم دختر انتخاب می‌کردن هم اسم پسر...اما امروز بلاخره میتونستن جنسیت لوبیا کوچولو هاشون رو بفهمن پس دوباره نایون روی همون تخت و همون کلینیک بود و دکتر داشت جنسیت ها رو بررسی میکرد...
®خب اول از همه بهم بگین دوست دارید جنسیتشون چی باشه؟
نایون به دستگاه خیره موند و سعی داشت خودش بفهمه جنسیت چیه اما نمیتونست پس با لبخند گفت
+جنسیت برای ما مهم نیست...ما هردوشون رو با هر جنسیتی دوست داریم...
جونگکوک هم با سرش حرف نایون رو تایید کرد و با ذوق گفت
–خب دکتر،جنسیتشون چیه؟
دکتر نسبت به ذوق جونگکوک لبخندی زد و نگاهش رو بین اون زوج رد و بدل کرد...بعد از کمی مکث حرف زد
®تبریک میگم...شما صاحب...
دکتر با دیدن چهره های منتظر هردوشون خندید...
®دوتا دختر میشید!
–دختر؟وای میتونم هرچقدر دلم میخواد لوسشون کنم...
+هی منو یادت نره!
نایون با حسادت کمی گفت و جونگکوک خندید!
–تو اصل کاری عزیزم!
دکتر لبخند زد
®خب ولی باید بگم داشتن دوتا دختر یه سن ممکنه یه کم سخت باشه اما حالا که میبینم چقدر هردو تون همدیگه رو دوست دارید اینطور فکر نمیکنم!خب اسماشون رو انتخاب کردید؟
–نه هنوز چندتا گزینه داریم ولی به زودی انتخاب میکنیم!
بعد از کلینیک اون دو رفتن خونه چون نایون خسته بود... نایون همین که به خونه رسید روی کاناپه خودش رو رها کرد و جونگکوک جلوی نایون نشست...
–خب بیا بین گزینه هامون یکی رو انتخاب کنیم و براشون اسم بزاریم!گزینه های باقیموندمون برای دختر...سورین،هارین،سومی،جیهه،یونها،بورا،جی وو،یون سو،سوهی،داهیون...
نایون کمی فکر کرد...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
این پارت هیچ شرطی نداره✨
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۰)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵⁰(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁵¹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁸(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁷(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁵(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط