{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوی خرابات نشستیم و خموشیم

در کوی خرابات نشستیم و خموشیم
از صافیِ دل،چون خم سربسته به جوشیم

سیلاب دگر، راه ندارد به خرابات
قومیم قلندر،چو سبو خانه به دوشیم

بس نکته و راز است زِ ساقی به اشارات
یک حرف، از آن را به دوعالم نفروشیم

این بادهء سرجوش همان مغزِ عبادات
عابد به کجا ما به کجا در تب و کوشیم
دیدگاه ها (۳)

صبح آمده غمهای جهــان دور بریزدر نغمه ی هر پرنده ای شـــور ب...

سلامصبح بهاری تون به زیبایی گلها...قلب تون به زلالی آبو کاره...

چون نرقصد جانم از شادی که جانانم توییمحرم دل مطلب تن ...

شهره نگارم ز تو عیش و قرارم ز توجان بهارم ز تو ر...

در کوی خرابات نشستیم و خموشیماز صافیِ دل،چون خم سربسته به جو...

«سقوطِ در ترازِ اختلاس؛ فروپاشیِ نظمِ زرسالار — بهرام محمدی»...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

ویدیوی محصول در دایرکت

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط