{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر آن دیوانه ےبے تاب سابق نیستم

دیگر آن دیوانه ےبے تاب سابق نیستم
توبه کردم از گناه عشق !
عاشق نیستم

شیشه بودم،
سنگ ها اما نفهمیدند من
فرق دارم با همه،
آیینه ےدق نیستم
صاف و ساده بودنم
را هیچ کس باور نکرد
خالیم از هر سیاست ،
من "مصدق" نیستم !
دور باید شد از این
"خاکِ غریبِ" لعنتے
صبر کن
"سهراب"جان،
من توے قایق نیستم !
آه دنیا خسته ام
از زندگے
آنقدر که با ادامه دادانش
دیگر موافق نیستم
بغض دارم،
بغض یعنےمرگ!
اما گریه نه
شاعرے مغرور هستم،
اهل هق هق نیستم
مے شود فهمید از حال خرابم،
ذره اے
" دیگرآن دیوانه ےبےتاب سابق نیستم..
دیدگاه ها (۱)

باید کسے را پیدا کنمکه بیایدو‌چشم هایم رابباردو کمے لب هایم ...

دلت که تنگ باشدپاییز استباران مے باردبراے چکه چکه سقف هانمےش...

دستانت را بگیرم و پشت بام سےمترےخانه را سیصدوشصت ونه باردور ...

جمعه دلگیر نیستجمعه دلش گیر استجمعه دلش گیر همان روزیست که س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط