{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ...

Part:20. #ریاست.عشق




بعد چند دقیقه جونگکوک با چند تا خوراکی برگشت
روی زیرانداز دراز کشیده بودیم و به ستاره ها زل زده بودیم

+ستاره ها امشب خیلی قشنگ ترن

_ ارع مثل تو

+ممنون(خجالت)

_ ات

+بلع

_ تا حالا به کسی احساس پیدا کردی

+چرا اینو می پرسی

_می خوام بدونم که جوری بهش گفتی

+بهش نگفتم

_ چه جوری به دختری که بهش احساس دارم اینو بگم

+خب بگو من دوستت دارم

_می ترسم پسم بزنه

+ اما اگه نگی بعدا پشیمون می شی

_ خب چه جوری بهش بگم که حرفمو باور کنه

+اوم، چشم ها دروغ نمی گن به چشم هاش نگاه کنو بهش بگو

با حرفم چرخید رو سینش و منم برگشتم سمتش
دروغ نگم اعصابم خورد بود من به اون اعلاقه داشتم ولی اون داشت در مورد یه دختر از من می پرسید

جونگکوک توی چشم هام زل زده بود
چشم های مشکیش یه حرف ناگفته درونش داشت

_ات م.من
.‌.....
دیدگاه ها (۰)

Part:21. #ریاست.عشق_ات م.من من ...

Part:22. #ریاست.عشقبا صدا زدنم تو...

Part:19. #ریاست.عشقمتوجه شدم ج...

Part :18. #ریاست.عشقاسم تهیونگ سر...

وقتی رسیدم خونه جونگکوک رفت درو زدم که مامان درو باز کرد£سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط