{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

عشق آمد  و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت

نامی ست زمن بر من و باقی همه اوست


‎‌‌‌‌‌‌‌‌💜❤
دیدگاه ها (۱)

عشقِ دگرانبگردد از حال به حالعشق من ومعشوقِ مرا نیست زوال‎‌‌...

و عشـق؛تجـربه ى زيبـايى ستكه ميخـواهـمهـر لحظه تكرار شـود،به...

تمام خستگی هایت را یکجا میخرم …تو فقط قول بده صدای خنده هایت...

عاشـــق آن نیست ...که عشق تکیه کلامش باشد .عاشـــق آن است که...

کوتوله دوست داشتنی من پارت ۱

آخرین پست از دیوونه خونهپیجی که با هزاران مشقتو سختی اداره ش...

«عاشق بارانی من»در را باز کردم. باد سردی با ملایمت گونه‌هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط