{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منی

خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منی
تو هم قرار منی هم تو بی قــــرار منی
گذشت فصل زمستان گذشت سردی و سوز
بیا ورق بزن این فصــــل را، بهـــــار منی
به روزهای جدایی دو حالت است فقط
در انتظار تـــــــواَم یا در انتظـــار منی
“خوش است خلوت اگر یار یار من باشد”
خوش است چون که شب و روز در کنار منی
بمان که عشق به حالِ من و تو غبطه خورَد
بمان که یار تواَم، عشق کن که یار منی
بمان که مثل غـــزل های عاشقانه ی من
پر از لطافتِ محضی و گوشــــــوار منی
من “ابتهـــــاج” ترین شاعــــر زمانِ تواَم
تو عاشقانه ترین شعـــــر روزگـــار منی ...
دیدگاه ها (۲)

زنی که صاعقه وار آنک ، ردای شعله به تن داردفرو نیامده خود پی...

با تو رسیده ام به شبی ابدی آهتو کوچه کوچه مرا بلدیمن بجز آبی...

تا در طلب گوهر کانی، کانی تا در هوس لقمه ی نانی، نانی این نک...

درگیر رویای توام ، منو دوباره خواب کندنیا اگه تنهات گذاشت ، ...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

فصل دومپارت چهارم | تابستانی که همه‌چیز را تغییر دادسه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط