من از نهایت شب حرف میزنم

🌱🍒من از نهایت شب حرف می‌زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می‌زنم

اگر به خانه‌ی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور !

و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه‌ی خوشبخت بنگرم.🍒🌱

#فروغ_فرخ‌زاد
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱خیال پر کشیدن داشتم در سر ، ولی اینجا سرانجامش تفنگ است و ...

🌱🍒مرا مجال نباشد که: یار او باشممگر همین که: به دل دوستار او...

🌱🍒با غزلی در یک دستو سازی در دست دیگرو زمزمه گر ترانه ای که ...

🍒🌱راستش را بخواهی بعضی نوشته‌ها مرا سخت به چالش می‌کشند .چرا...

من از نهایت شب حرف می‌زنم ،من از نهایت تاریکیو از نهایت شب ح...

بقول نادر ابراهیمی:تورامی خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتا...

رها🍂 امشب آخرین دقیقه آدر ماه را ورق می زنیم و شمع های روشن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط