تو زلیخایی و من

تو زلیخایی و من

یوسف آشفته سرم

دوست دارم که خودم پیرهنت

را بدرم!

تو هر اندازه که

بگریزی و پرهیز کنی

من همان قدر

به "آغوش تو" مشتاق ترم!.
دیدگاه ها (۵)

نمیدانم چشمانت بامن چه می کند فقط وقتی که نگاهم میکنی چنان د...

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه جایش گوشه م...

بهـانہ هم اگر میگیرے...بهـانہ ے مرا بگیر ؛من تمام خواستن راو...

مــن اسیــرم عاشقــم عاشـق تراز افسانہ ها بــا خیال روے تو م...

الفبای دلبری را خوب آموخته ای: کمند زلف بردوش، روسری بر دوش...

ترجمه : به خونه میاد ، خسته و عرق کرده ، از پشت بهت نزدیک می...

تو را به سبک خودم دوست دارممن دنباله‌ روی عشق دیگران نیستمفک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط