{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عندربهمیرزقون

#عــند_ربـهم_یــرزقون


وقتی کوثرش از خواب بیدار میشد
و بی قراری می کرد،
بغلش می کرد و بلند میشد و می ایستاد
بعد دور اتاق راه می رفت و آروم آروم همینطور که تکونش میداد تکرار می کرد:
علی،علی،علی،علی....
گاهی چند دقیقه پشت سر هم ذکر علی(ع) رو تکرار می کرد و کوثر دوباره می‌خوابید...❤️

#شهید_محمودرضا_بیضائی🌹


#شبتون_شهدایی_
دیدگاه ها (۰)

📽مراسم اهریمنی اسارت انسان در بند شیطان و گوساله سامری در بی...

بهترین کتاب در روسیه از خمینی تا خامنه ایاللهم صل علی محمدوآ...

درود بیکران بر شهید ابوحامد افغانی فرمانده شیربچه های افغانس...

نام فیک: عشق مخفیPart: 33ویو ات*به ی خدمتکار گفتم ی پتو بیار...

مافیای عاشقپارت ۱۳ویو یوری: شوگا بلندم کرد و منو برد سمت یه ...

فیک ازدواج اجباری پارت ۲۳نامجون:خوب زنمه اختیارشو دارم ات:ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط