سناریودرخواستی

#سناریودرخواستی
وقتی میان توی اتاقت میبینن کلی عکس های ترسناک زدی ب اتاقت
نامی: تو از اینا نمیترسی؟ چرا قیافه این اینجوریهه
بابا ا.ت: کلا همینجوریه

جین: با حضرت عباسسس چرااا اینننااا انقدر ترسناکنن ب جایی اینا عکس منو هندسام رو بزن
بابا ا.ت: اگ تونستی قانعش کنی

شوگا: اوهوم درست الان ک میبینم تو هم شخصیتت عین همیناست
ا.ت:هعیییی
بابا ا.ت:دقیقااا
ا.ت: پدرررر شماااا چراا

جیهوپ:( از ترس غش کرده)
بابا ا.ت: حالش خوبه؟
ا.ت: آره بابا فقط یکم ترسیده

جیمین: همین الان همه رو میکنی میدونی چقدر ت روحیت تاثیر میزاره؟
ا.ت: نمیزاره
بابا ا.ت: میزاره تو نبودی میخواستی عین این خودتو درست کنی؟
جیمین: دیدیدی
ا.ت:😐

تهیونگ: چرا عکس انابل نیست؟؟ اونم ک ترسناکه
بابا ا.ت: چون من نزاشتم
ا.ت: مامانم میترسید اونو کوچولووو اونجا زدم

کوک: ن خوشمان اومد نننن خوشماننن اومددد
ا.ت: میدونم
بابا ا.ت: نمیخوای نصیحتتش کنی؟؟
کوک: ن
بابا ا.ت:😐
دیدگاه ها (۰)

#سناریودرخواستی وقتی دیر میایم خونهنامجون:هویی نمیگی نگرانت ...

#سناریودرخواستی وقتی اکسمون رو مییینیم و گریه میکنیمنامی: تو...

#سناریودرخواستی وقتی ب شوخی میگی حاملمنامی: جونن مننن؟؟ خدای...

#سناریودرخواستی وقتی فیلم صحنه دار میبینی میان ت اتاقت مچتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط