{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه شب چشم شدم،

همه شب چشم شدم،
اشک شدم ............
ریزش یک کوه شدم ،
ناله ی جانسوز شدم،
درطلب عشق تو بیمار شدم،
خاک نشین رخ زیبای تو دلدار شدم،
به گدایی به در خانه ی تو بیدل و تبدار شدم ،
دربدرٍ کوچه و بازار شدم ،
تاک شدم،
برسر هر دار شدم،
در هوس روی تو بد نام شدم،
صحبت هر برزن و هر بام شدم،
جغد شبانگاه شدم ،
ذرّه شدم ،
آب شدم ،
خاک شدم،
شُهره ی آفاق شدم،
مُرده و برباد شـدم،
وای که من ...
خاک شـــــــدم!!
دیدگاه ها (۲)

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت دریا...

گل گندم خوب استگل خوبی زیباستای دریغا که همه مزرعه ی دلها را...

سالها دل غرق آتش بود وخاکستر نداشتباز کردم این صدف رابارها گ...

قصه ی تنهایـــی امهر شبتکرار میشود...پناه آخـــرم باشدر فصلد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط