{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.39.
یعنی من من چیکار کردم
سه هو..چی شده عجیبه مگه نه ..
نامجون..سه هو شی بیاین بریم بیرون..
اونا رفتن من نشستم روی صندلی و از دست جی یون که بهم نگفته بود عصبانی بودم من باید از سه هو و نامجون بشنوم
حتی بهم نگفتی
تو همین فکرها را دکتر اومد بیرون از اتاقش
و گفت.. به هوش اومدن..
و رفت من رفتم تو. اتاق
_ .. الان حالت خوبه..
جوری که انگار نمی خواست منو جلوی چشاش ببینه
+..خوبم..
_ .. تو چرا نگفتی..
جواب نداد
_ ..پرسیدم چرا نگفه بودی هااا..
بازم نگفت
_..لی جی یون..با داد
+..جئون جونگ کوک.. با داد
من ساکت شدم
+..الان نمی خوام قیافتو ببینم ...
از جاش پاشد و سرم را از دستش کشید.
سه هو اومد
سه هو..جی یون چیکار میکنی..
+..دیرمون میشه..
سه هو..جی یون هنوز حالت..
+..حالم خوبه..
_ .. نمی شه بری..
+..به تو چه ربطی داره..
تا حالا اینجوری با من حرف نزده بود
سه هو..باشه بابا بریم..
سه هو و جی یون رفتن
من هنوز خشکم زده
بود نامجونو جیهوپ اومدن
جیهوپ..چی شده چرا رفتن..
_ .. گفتن باید برن سر کار..
نامجون..ولی لی جی یون شی نمی تونست روی پاهاش وایسته..
جیهوپ..جونگ کوک اگه حالت خوبه ما هم بریم شرکت..
_..اره بریم..
راه افتا دیم رسیدیم جی یون تمرین داشت رفتم تمرین نه شو نگاه کنم
داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و
دیدگاه ها (۰)

part.40.داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و زخم ی شدخان...

part.41.گفتم.. اره همون شب اگه التماسم نکرده بود الان سرت از...

paee.38.+..نباید به کسی میگفتم وگر نه اینطوری نمی شد..گفتم.....

part.30.سه هو..باشه بابا اشتباه شد..امروز پارتی بود نشستم کن...

part.37.جین.. پس جونگ کوک مگه پشت تو نبود نامجون..نامجون .. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط