{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همه

با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همه

اِی مصرعِ سکوت، در شعرِ همهمه

با مــن قدم بزن، چله نشینِ عشق

فرمانروای قلب در سرزمینِ عشق...


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱۱)

خطرناک است وا ماندندر این اقلیم طوفانیبکوچ از من که رم کردمه...

چشمان تو یادم دادفریاد کشیدن راتا قله به سر رفتناز کوه پریدن...

... در مندو جرعه زندگی ماندهآنهم نجنبیزود میمیرد((علیرضا آذر...

من سوالم،پر پرسیدن و...بی هیچ جوابمرده‌شورِ شب و روزِ من و؛ا...

هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده استقلب من تنهاست، چیزی نیست،...

عاشقانه های شبنم

غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شودهر کسی را ره مده ای پرده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط