{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن را

چشمان تو یادم داد فریاد کشیدن را

تا قله به سر رفتن از کوه پریدن را

{علیرضا آذر}
دیدگاه ها (۱)

دیروز حوالی عصر در غروب آفتاب نور چشمانت بر من طلوع کرد ...ا...

هر کسی رابهرِ کاری ساختندکارِ مندیوانه ی او بودن است{امید صب...

من معشوقه ی خوبی نیستم اما یک نفر من را با تمام خوب نبودن ها...

روزگار عجیبی شده است حتی وقتی می‌خندیممنظورمان چیز دیگریست ....

تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره🖤💔🧡@Deldar    Wisgoon

توقع دارند تو ساده باشی، تو نفهمی، تو بگذری، تو ببخشی. اما خ...

کشیدن پولک یا به چوخ رفتن دستـمچ دستمــ♪ヽ(*´∀`)ノ از اسلاید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط