{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش را روشن کردند . . . .

آتش را روشن کردند . . . .



می بینی که زبانه گرفته است . . . .



اما چرا نزدیک نمی شوی . . . . ؟



شاید می ترسی که بسوزی . . . . !



اکنون که زمان سوختن توست ،



پا پس کشیده ای . . . .



دیدم رسم وفاداری را . . . .



دیدم که به چه راحتی سوختنم را دیدی و دم نزدی . . . .
دیدگاه ها (۱)

باید خودم را ببرم خانه . . . . !باید ببرم صورتش را بشویم . ....

انـدوه که از حــد بگــذرد ،جایش را می دهد به یک بی اعتنایی م...

بعضی روزها آدم بدبخت می شود . . . .بعضی روزها دلت می گیرد . ...

حرف که میزنی ،من از هراس طوفان ،زل میزنم به میز . . . .به زی...

شبنم کوچولو: 5

ستاره دنباله دار پارت:۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط