{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان یونا:

از زبان یونا:

رفتم داخل همون بار که مانجیرو رو دیده بودم و روی نیمکت نشستم و مانجیرو هم هنوز اونجا بود و منو دید
مانجیرو:اع،سلام
من:سلام
مانجیرو:حالت خوبه اخه اونجوری اون زنه گوشت رو کشید‌...
من:خوبم چیزی نیست
مانجیرو:باشه،ولی به هر حال دوستمی😁
من:چه ربطی داشت😐
مانجیرو:ربطش به خودم مربوطه
من:...باشه

چند سال بعد هنگام شکل گیری تومان از زبان یونا:
امروز باجی مارو اینجا جمع کرده بود نمیدونستم چیکارمون داره،اولین نفر رسیده بودم ‌و منتظر بقیه بودم
چند ساعت بعد که همه اومدن
باجی:نظرتون چیه یک گنگ درست کنیم؟
همه:باشه
باجی:خوبه مانجیرو میشه رهبرمون،پاهچین میشه پرچم دار و...یونا تو هم...امممم...میخوای بخش پشتیبانی باش
من:باشه
مایکی:خب نظرتون درباره اسم توکیو مانجیرو چیه؟!
همه:...مسخرست
مایکی:🥲
پاهچین(یادم نیست کی بود):خب میتونیم بزاریم توکیو مانجی و مخففش تومان
همه:خوبه
باجی:خب بریم یک طلسم بگیریم
بعد از گرفت طلسم:
باجی:راستی یونا
من:بله؟
باجی:ما پسریم میتونیم خانوادمون رو راضی کنیم تو چطور میخوای خانوادت رو راضی کنی؟
من:اونا که خیلی وقت پیش کشته شدن...میتونم بگم راحت شدم
باجی:چرا همیچین چیزی میگی؟
مایکی:اونا خانواده واقعیش نبود و خیلی یونا را آزار میدادن
من:...بلی
باجی:اها
من:خب من باید برم
همه:خداحافظ
من:خداحافظ
بعد از رفتن یونا از زبان باجی:
من:بچه ها یک چیزی درباره یونا عجیب نیست؟خیلی کم احساساتش رو نشون میده و خانوادش هم هنوز معلوم نشده چرا مردن
مایکی:بهتره قضاوت نکنیم،کنچینننن!!!!
دراکن:چته؟
مایکی:درویاکی میخوام🥲
دراکن:*دادن درویاکی به مایکی*بگیر
مایکی:مرسی کنچینننن
دیدگاه ها (۱)

بعد سال ها گشادیم رو گذاشتم کنار میدونم میخوای منو بکشی ولی ...

سلام بعد از سال ها جدی این روز ها خیلی گشادیم میومد پارت بدم...

خب سلام بعد چند سال تصمیم گرفتم گشادیم رو دقیقا ساعت ۱:۲۱ دق...

توکیو ریونجرز

یه خلافکار یا یه عاشق پارت۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط