{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دِلتَنگی هایــــَم را زیرِ بَغَل زَدِه اَم!

دِلتَنگی هایــــَم را زیرِ بَغَل زَدِه اَم!

نِشَستهِ اَم دَر انتِظار ِ روز های ِ مَبـادا...

سَهمِ مَن از تــو ...

هَمـین دِلتَنگـی ها ییست کِه ...

بی دَعوَت می آیَنــد...

وخیال ِ رَفتَن نَـدارَند
دیدگاه ها (۱)

ـــــــــــهمیشه حرارت لازم نیست...!ـــــــــــگاهی از سردی ...

•گاهـ ـی دست خودت نیست•دوسـ..ـت داشـ ـتن کسـی •که می دانی نم...

وقتے آغوشت از من آغاز مے شود هر روز صبـــــــح را و بهــــ...

ڪاش مـی تـوانستـم ڪنـارت باشـمڪاش میشـد دسـت هایـت را بگیـرم...

،⁨این جاده می داند همسفرم دلتنگی هایم خواهد بود…کنارم ندارمت...

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛من این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط