سروده های عاشقانه ام
سروده های عاشقانه ام
اول از سلول گهای خاکستری
مغزم می گذرند
سپس بر مویرگ های سرخ چشمانم می نشینند
و بعد چون فورانِ خون وارد قلبم می شوند
و در تار و پودم جاری می شوند
می کشند و زنده می کنند
تا روی کاغذ خودنمایی کنند
اگر از سروده هایم حالم را نخوانی
از خیره به چشمانم نیز هرگز
عشقی نخواهی یافت ای یار...
اول از سلول گهای خاکستری
مغزم می گذرند
سپس بر مویرگ های سرخ چشمانم می نشینند
و بعد چون فورانِ خون وارد قلبم می شوند
و در تار و پودم جاری می شوند
می کشند و زنده می کنند
تا روی کاغذ خودنمایی کنند
اگر از سروده هایم حالم را نخوانی
از خیره به چشمانم نیز هرگز
عشقی نخواهی یافت ای یار...
- ۵۴۷
- ۱۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط