{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوش افسانه میگویی به افسونهای خاموشی

چه خوش افسانه می‌گویی به افسون‌های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی

ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی

می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی

سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی

نمی‌سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت‌های خاموشی...

#هوشنگ_ابتهاج
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

غمین مباش ای دل ناکردار که خدایمان جای حق نشسته...#عاشقانه#خ...

هشدار! که دراین روزگار که آدمهاش به جای دل آهن پرستن دل به ه...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط