BTS, Roman
#زندگی_من
#پارت_دوازدهم
شام و با سکوت تموم کردیم. ظرفا رو جمع کردم و تهیونگ رفت طبقه بالا.
[اتاقش کدوم؟] پشت سرش نگاه میکردم تا ببینم کدو یکی از اون اتاق اتاق اونه..
سمت راست اولین اتاق. درست کنار اتاق من. خیلی دوست دارم یک روز که خونه نیست برم اتاق شو ببینم چه شکلیه. فقط قبلش برم جاهای دیگه رو نگاه کنم.
بعد گذاشتن ظرفا تو ظرف شور و تمیز کردن میز، همه جا رو دید زدم.
اول حموم طبقه پایین.
زیادم دیدنی نبود، فقط از حموم خودمو خوشگل تر بود.
من- چه حموم قشنگی! از این به بعد روزی دو بار میام حموم.
حالام حموم و اتاق طبقه بالا. اول درب اتاق و باز کردم.
اتاق روشنی بود. یک تخت دو نفره بزرگ با سرویس خواب مدل هتلی. رنگش سفید خاکستری بود.
کنار تخت یک میز کوچیک با دو تا کشو. روی میز یک چراغ خواب و ساعت کوکی. فکر کنم اتاق مهمون باشه.
تخت سمت راست اتاق بود. بالای تخت و کناره ها، کمد بزرگ داشت. ایندفعه کمد ها توی دیوار نبود، جوری برجسته بود که قسمت بالایی تخت داخل حاشیه های کمد جا میشد و یکجورایی حالت سایبون درست میکرد.
اتاق خیلی بزرگ بود و یک قالیچه بزرگ گرد، به رنگ سفید و جنس پشمی روی زمین بود. کاشی ها رنگ سفید ساده.
آخر اتاق، پنجره خیلی بزرگی داشت. پنجره کشویی و یک تِراز کوچیک. پرده ها سفید و ساده بودن.
به سمت تراز رفتم. قسمت نرده هاش، گلدون کوچولو و بزرگ گذاشته بودن. گلهای بابونه. عاشق این گلم.
از این بالا به راحتی میتونم حیاط رو ببینم.
من- اولالااا! چه حیاطی!
حیاط از بالا خییییلی سرسبز دیده میشد. با گلهای رز قرمز و سفید. خیییلی قشنگ و رویاییه!
داخل حموم شدم.
من- حاجی برگااااااام. من دوست دارم توی این حموم کنننم!
یک وان خیلی بزرگ وسط حموم داشت. حمومش خیلی بزدگ و دل باز بود.
زمین و دیوارای حموم با کاشی های سفید کار شده بود. فقط کاشی های روی زمین شکل کاشی های راهروی اتاقا بود.
داخل وان خشک نشستم.
من- یعنی میتونم اینجا هم یکبار حموم کنم!؟ وای گفتم حموم. باید برم حموم.
از جام بلند شدم. نباید معتل میکردم. باید یک دوش درست حسابی بگیرم. خییلی کثیفم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
#پارت_دوازدهم
شام و با سکوت تموم کردیم. ظرفا رو جمع کردم و تهیونگ رفت طبقه بالا.
[اتاقش کدوم؟] پشت سرش نگاه میکردم تا ببینم کدو یکی از اون اتاق اتاق اونه..
سمت راست اولین اتاق. درست کنار اتاق من. خیلی دوست دارم یک روز که خونه نیست برم اتاق شو ببینم چه شکلیه. فقط قبلش برم جاهای دیگه رو نگاه کنم.
بعد گذاشتن ظرفا تو ظرف شور و تمیز کردن میز، همه جا رو دید زدم.
اول حموم طبقه پایین.
زیادم دیدنی نبود، فقط از حموم خودمو خوشگل تر بود.
من- چه حموم قشنگی! از این به بعد روزی دو بار میام حموم.
حالام حموم و اتاق طبقه بالا. اول درب اتاق و باز کردم.
اتاق روشنی بود. یک تخت دو نفره بزرگ با سرویس خواب مدل هتلی. رنگش سفید خاکستری بود.
کنار تخت یک میز کوچیک با دو تا کشو. روی میز یک چراغ خواب و ساعت کوکی. فکر کنم اتاق مهمون باشه.
تخت سمت راست اتاق بود. بالای تخت و کناره ها، کمد بزرگ داشت. ایندفعه کمد ها توی دیوار نبود، جوری برجسته بود که قسمت بالایی تخت داخل حاشیه های کمد جا میشد و یکجورایی حالت سایبون درست میکرد.
اتاق خیلی بزرگ بود و یک قالیچه بزرگ گرد، به رنگ سفید و جنس پشمی روی زمین بود. کاشی ها رنگ سفید ساده.
آخر اتاق، پنجره خیلی بزرگی داشت. پنجره کشویی و یک تِراز کوچیک. پرده ها سفید و ساده بودن.
به سمت تراز رفتم. قسمت نرده هاش، گلدون کوچولو و بزرگ گذاشته بودن. گلهای بابونه. عاشق این گلم.
از این بالا به راحتی میتونم حیاط رو ببینم.
من- اولالااا! چه حیاطی!
حیاط از بالا خییییلی سرسبز دیده میشد. با گلهای رز قرمز و سفید. خیییلی قشنگ و رویاییه!
داخل حموم شدم.
من- حاجی برگااااااام. من دوست دارم توی این حموم کنننم!
یک وان خیلی بزرگ وسط حموم داشت. حمومش خیلی بزدگ و دل باز بود.
زمین و دیوارای حموم با کاشی های سفید کار شده بود. فقط کاشی های روی زمین شکل کاشی های راهروی اتاقا بود.
داخل وان خشک نشستم.
من- یعنی میتونم اینجا هم یکبار حموم کنم!؟ وای گفتم حموم. باید برم حموم.
از جام بلند شدم. نباید معتل میکردم. باید یک دوش درست حسابی بگیرم. خییلی کثیفم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
- ۱.۹k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط