{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از همان روزهای تلخ بعد از رفتنش به خودم گفتم…حق ات

یک روز از همان روزهای تلخ بعد از رفتنش به خودم گفتم…حق ات است بیچاره !
آدمی که روی یک اشتباه آنقدر سماجت
می کند باید هم بعدش اینهمه عذاب بکشد …
کسی که می داند هیچ آینده مشترکی با یک نفر ندارد و باز به دوست داشتنش ادامه
می دهد باید هم بعدش برای فراموش
کردنش جان بکند …!
به خودم گفتم …احمق جان!
تو که می فهمیدی او سهم تو نیست، تو که
می فهمیدی ماندنی نیست، و باز خودت را به زمین و زمان می زدی تا باور
نکنی، تو که هر بار چشمانت را روی حقیقت می بستی و حضور با دلهره ی او را
به تمام بودن های اطرافت ترجیج میدادی
باید هم حالا تنها بمانی  … اصلا حق ات است از تنهایی بپوسی، حق ات است که با هر
خاطره ای هزار بار بمیری…!
یک روز، تمام اینها را به خودم گفتم
با عصبانیت هم گفتم …
یقه ی خودم را گرفتم و خودم را برای اشتباهم مؤاخذه کردم …
اما میدانی قشنگیش کجا بود ؟؟
دقیقا آنجا که بعد از اینهمه دلخوری، دستم را روی سینه ام گذاشتم، نفس عمیقی کشیدم
لبخند زدم و گفتم …
"اما عشق او ارزشش را داشت لعنتی"


👉 A❤ S👈
دیدگاه ها (۶)

"چـشم هـایـت"سـیـاه چـالـه هـای کـهکـشـان مــن انـدوقـتـی بـ...

فراوان دوستت دارمداغ تر از آتش فشان های فعالعمیق تر از مسیر ...

قرمز بپوش!که جهان با لب هات هماهنگ شوداین گونه سرخهمین گونه ...

تاب می‌خوری روی پاییزدوستت دارم‌هایم هولت می‌دهندکودکانه ذوق...

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط