{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...

شاید تو همان گمگشته ی ازلی من باشی.

همان نیمه ی گمشده ی روح نا آرامم.

همانی که در طلبش روزگاری هرچقدر گشتم،

نیافتم و ناگزیر ایمان آوردم به افسانه بودنش.

همانی که هرگز نبود

ولی بودنش ناگریز بود و می ارزید به تمام بودنها و داشتنها...

نازنین،

من خسته ام

از این راه طولانی که در طلبت و بی تو پیمودم.

دیگر رمقی برایم نمانده که بخواهم بودنت را اثبات کنم؛

پس مهربانم،

خودت با صبوری بودنت را برایم اثبات کن و باش تا باشم...
دیدگاه ها (۷)

آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن .......بدو...

عشق ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...ﺁﺳﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺳﺨﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !Love...

"گاندی"اکثر انسانها حتی جسارت دور ریختن لباسهایی که مدتهاست ...

پروانه جان

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...شاید تو همان گمگشته ی ازلی من ب...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

🌹❤️🌹

🌹❤️🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط