{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای همه هستی زتو پیدا شده

ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
آنچه تغیر نپذیرد توئی
وآنکه نمردست و نمیرد توئی

تا کرمت راه جهان برگرفت
پشت زمین بار گران برگرفت
تا کرمت راه جهان برگرفت
پشت زمین بار گران برگرفت

هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به

غنچه کمر بسته که ما بنده‌ایم
گل همه تن جان که به تو زنده‌ایم
غنچه کمر بسته که ما بنده‌ایم
گل همه تن جان که به تو زنده‌ایم

دست از این پیش که دارد که ما
زاری از این بیش که دارد که ما
چاره ی ما ساز که بی یاوریم
گر تو برانی به که روی آوریم
دیدگاه ها (۲)

تو نه خوابی نه خیالی نه تمنای محالینه ز دیروز و نه فردا نه ز...

بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه توای به تو زنده همه ...

آفتاب مهربانیسایه ی تو بر سر منای که در پای تو پیچیدساقه ی ن...

یارا یارا گاهی دل ما رابه چراغ نگاهی روشن کنچشم تار دل را چو...

پارت سیزدهم *ژنرال درحالی که تازه بیدارشده بود به دور ور نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط