{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم ( اخر)

پارت دوم ( اخر)


زمستان آن سال سردتر از همیشه بود.

من و جی‌هوان دیرتر از مدرسه بیرون آمدیم. هوا تاریک بود.
برف ریز می‌بارید.
سوار ماشین شدم.
پشت فرمان بودم.
در سکوت.
جی‌هوان گفت:

"تو هیچ‌وقت چیزی نمی‌گی. همیشه ساکتی. خسته‌کننده شدی."

من دیگر طاقت نداشتم.

"چون حرف‌هام مهم نیستن! تو همه‌چیز داری. همه عاشقتن. حتی بابا! من چی؟ من فقط یه سایه‌م."

او ساکت شد.
برگشت تا نگاهم کند. ناگهان

نور.
صدای بوق.
ترمز.

ضربه.
چرخش.
سیاهی.


---



چشمانم را باز کردم.
صداها نامفهوم.
نور سفید سقف.
درد در تمام بدنم.
صدای قدم‌های آشنا.

پدرم.

نشسته بود.
با صورتی که دیگر آن چهره‌ی تلویزیونی نبود. شکسته، خسته، با چشمانی پر از اشک.

"سورا... ببخش. ببخش که ندیدمت. ببخش که صدات رو نشنیدم. من اشتباه کردم. همیشه فکر می‌کردم باید جی‌هوانو بسازم، ولی نمی‌دونستم تو داری تو سکوتت می‌شکنی. اگه تو رو از دست می‌دادم... هیچ‌وقت خودمو نمی‌بخشیدم."

جی‌هوان هم آمد.
گفت: "منم نفهمیدم چقدر تنهات گذاشتم. خواهری داشتم که نمی‌شناختم. ببخش."

آن روز، برای اولین بار، آغوش پدر را حس کردم.
آغوشی واقعی.
گرم.
پشیمان.
دوست‌داشتنی.


---



ما از نو شروع کردیم.
پدرم هر روز برایم ساز می‌زد.
با هم تمرین می‌کردیم.
او مرا به استودیویش برد.
به تیمش معرفی‌ام کرد. گفت:

"این دخترم سوراست. خواننده‌ای با قلبی طلایی."

اولین آهنگ مشترک‌مان را با هم نوشتیم.

"شنیده‌ام تو را".

پر از اشک، لبخند، و بخشش.

در کنسرت اش، نور خاموش شد.
صحنه در تاریکی فرو رفت.
تنها صدای پدرم آمد:

"برای دختری که یادم داد چطور ببینم. سورا، امشب نوبت توئه بدرخشی .... دخترم."

نور روشن شد.
ایستاده روی صحنه.
میکروفون در دست.
چشم‌هایم پر از اشک.
صدای مردم.
تشویق.
صدای من.


و من خواندم.
نه به‌خاطر پدرم، نه برای خانواده‌ام، بلکه برای خودم.

برای دختری که روزی نادیده گرفته می‌شد... و حالا، همه نگاهش می‌کردند.


---


اما این پایان، نه از نوع تلخ. بلکه پایانی که در آن، دختری گم‌شده بالاخره خودش را یافت و در قلب کسانی که دوستش دارند، جایی برای همیشه پیدا کرد.

پایان
دیدگاه ها (۲۳)

تکپارتی درخواستی غمگین جیهوپعنوان: "همه خواب بودن... جز من"ه...

کیوتیام تا ی مدت نیستم معذرت میخوام ولی منم ادمم نیاز به است...

درخواستی جیمین موضوع : اسلاید دوم پارت اول عنوان: "دختر نادی...

پارت دوم ( اخر )با دستانی لرزان با اورژانس تماس گرفت. صدایش ...

شبنم کوچولو: 8

Part:40. #ریاست.عشقکنترلی روی اش...

مافیا ای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط