وقتی پریودی پارت آخر
وقتی پریودی پارت آخر
دلت درد نمیکنه؟؟؟
من با تعجب برگشتمو ی جوری کهانگار چیزی نشده گفتم:چطور؟؟
جیمین:هی دختر.لازم نیست خجالت بکشی اینچیزها طبیعیه من خودمخواهر دارم میدونم.
من که از خجالت سرخ شده بودم بو سرمو برگردوندم به همون جایی که بود.
همونجور که جیمبن دلمو رو ماساژ میداد من خوابم برد.
دیو جیمبن....
متوجه نفس های سنگین دال شدم رفتم بیرون کلی خوراکی خریدم ی پیتزا هم سفارش دادم وقتی غذا اومد رفتم دال دو بیدار کردم وقتی اومد پایین از ذوق نمیدونست چی بگه مرید بغلمو گفت:دوست دادم.
منم بهش گفتم:من بیشتر و
پایان
دلت درد نمیکنه؟؟؟
من با تعجب برگشتمو ی جوری کهانگار چیزی نشده گفتم:چطور؟؟
جیمین:هی دختر.لازم نیست خجالت بکشی اینچیزها طبیعیه من خودمخواهر دارم میدونم.
من که از خجالت سرخ شده بودم بو سرمو برگردوندم به همون جایی که بود.
همونجور که جیمبن دلمو رو ماساژ میداد من خوابم برد.
دیو جیمبن....
متوجه نفس های سنگین دال شدم رفتم بیرون کلی خوراکی خریدم ی پیتزا هم سفارش دادم وقتی غذا اومد رفتم دال دو بیدار کردم وقتی اومد پایین از ذوق نمیدونست چی بگه مرید بغلمو گفت:دوست دادم.
منم بهش گفتم:من بیشتر و
پایان
- ۷۴۰
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط