{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*دیدم اینجوری نمیشه ادامه داد ؛

*دیدم اینجوری نمیشه ادامه داد ؛
همه جای این چهاردیواری بوی اونو میده . .
پاشدم عکس چشماشو از رو دیوار جمع کردم ؛
اون تار مو سفیدشو که به یکی از دندونه‌های ؛
شونه‌ام گره زده بودم کندم انداختم دور . .
شیشه‌ی عطرشو پرت کردم رو سرامیکا ؛
خرد خاک‌شیر شد . .
عکس دوتاییمونم از وسط پاره کردم ؛
که دیگه سرم رو شونه‌اش نباشه . .
بعد زنگ زدم به این منشی بداخلاقت ؛
که تو دماغی حرف میزنه یه وقت گرفتم . .
تو راه که داشتم میومدم گفتم بذار یه آهنگ شاد ؛
بذارم حال و هوام عوض بشه . .
بیام بگم : ببین چه‌قدر حالم خوبه خانم دکتر ؛
ببین چه‌قدر قشنگ میخندم . .
داشتم فکر می‌کردم چیا بهت بگم ؛
که یهو دستم خورد به‌جای آهنگ شاد ؛
صدای ضبط شده‌ی خنده‌اش پخش شد . .
گفتم تا بخوام برم خرازی دیر میشه ؛
عطرش از رو سرامیکا میپره . .
اومدم ببینم شما چسب نواری نداری ؟!
میخوام سرمو بذارم رو شونه‌هاش . .:)*


سلام دوستان
اول هفتتون بخیر💚🪴
دیدگاه ها (۳۶)

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت. 30

عشق اینترنتی PART: 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط