با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه

با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه کرد.
نامه رو آماده کردم و تحویلش دادم.
تشکر کرد و خواست از جاش بلند بشه بره بهش گفتم:
ببخشید خانم شرمنده اما بهتر نیست یک مقدار حجابتون رو درست کنید؟
گفت: نه نمیشه.
گفتم: جسارته ببخشید میشه بپرسم چرا؟
جواب داد: آخه شوهرم اینجوری دوست داره و بهم گفته اینجوری بیا بیرون.
خندم گرفت و در جواب گفتم:
مطمئن باشین شوهری که دوست داره ناموسش اینجوری بیاد بیرون
تا دیگران هم زیبای های همسرش رو ببینن
خودشم چشمش دنبال ناموس دیگرانه
میگین نه!!!!!! ایندفعه که رفتین بیرون خوب به چشمای شوهرتون نگاه کنید.
چند روز بعد با ناراحتی زیاد و حجابی مناسب برگشت.
بهم گفت: تازه متوجه حرف شما شدم...
دیدگاه ها (۱)

پارت دو

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت۳(last part)+م...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

سناریو قفل آبی

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 017"""""""""""""""""""""""""""""""...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

★دوست بچگی...p³(*چند روز بعد*)_"رااون مدیر میخواد ببینتت"در ...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختر داره ولی یه روز ... ...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط