{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول

پارت اول

♡«(عشق سیاه») ♡

شخصیت ها:(تهیونگ، جونگ کوک، آیو، پرستار، جین)
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
امروز روز خسته کننده یی بود

داشتم بر می گشتم که تهیونگ رو دیدم

البته اون منو ندید

رفتم و سریع پریدم بغلش حول کرد و گفت

تهیونگ: دیونهای

آیو: خودت دیوونه یی (بااخم)

تهیونگ: ببخشید حالا من که چیزی نگفتم....

سری از اونجا رفتم خونه. بعد دو ساعت
تهیونگ اومد.

زنگو زد منم از دوربین دیدم ولی بازش نکردم

آیو: وقتتو حدر نده من باز نمی کنم

تهیونگ: خیلی احمقی

آیو: به کی گفتی احمق؟

درو با عصبانیت باز کردم تهیونگ که منو دید پا به فرار گذاشت

آیو: اگه جرعت داری صب کن تا بیام حسابتو برسم(با داد)

تهیونگ صب کرد منم با عصبانیت می خواستم بزنمش که دستمو محکم گرفت انقد محکم که دستم قرمز شد

تهیونگ: بزن دیگه

آیو: دستمو ول کن داره دردم میگیره

تهیونگ: پس بگو ببخشید

آیو: چی؟؟! بجایی که تو بگی من باید بگم ببخشید؟.....

تهیونگ هیچی نگفت و دستمو بیشتر فشار داد
منم از شدت درد اشکام می ریخت

تهیونگ که دید دارم گریه می کنم دستمو ول کرد

تهیونگ: یعنی انقد دردت اومد؟ ـ.......... خُب.. خٰب ببخشید

آیو: آفرین ولی دیگه تکرار نشه


ببخشید اگه غلط املایی دارم😁😁😘
دیدگاه ها (۰)

پارت دوم ♡«(عش سیاه») ♡آیو: آفرین ولی دیگه تکرار نشه ~~~~~~~...

کى گفته اعضا منحرف نيستن🫢🫣

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

سناریو:وقتی دعوا کردیننامجون: (تو هال نشسته بود و سعی میکرد ...

سناریو:وقتی دعوا کردیننامجون: (تو هال نشسته بود و سعی میکرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط