آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دستهایمان بوی لب
آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دستهایمان بوی لبخندهای آشتی.
آمدی، تا پشت آن همه شبهای طولانی، طعم روز را فراموش نکنیم و به زیارت آفتاب برویم.
آمدی، تا پیروزی، فانوس شبهای بیچراغی ما باشد و لبخند، عطر خوش آزادیمان.
تو که آمدی، زمستان در برفهای ناتمامش آب شد و بهار، در سینههای ما شکوفه زد
آمدی، تا پشت آن همه شبهای طولانی، طعم روز را فراموش نکنیم و به زیارت آفتاب برویم.
آمدی، تا پیروزی، فانوس شبهای بیچراغی ما باشد و لبخند، عطر خوش آزادیمان.
تو که آمدی، زمستان در برفهای ناتمامش آب شد و بهار، در سینههای ما شکوفه زد
- ۸۲۱
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط