{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دست‌های‌مان بوی لب

آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دست‌های‌مان بوی لبخندهای آشتی.
آمدی، تا پشت آن همه شب‌های طولانی، طعم روز را فراموش نکنیم و به زیارت آفتاب برویم.
آمدی، تا پیروزی، فانوس شب‌های بی‌چراغی ما باشد و لبخند، عطر خوش آزادی‌مان.
تو که آمدی، زمستان در برف‌های ناتمامش آب شد و بهار، در سینه‌های ما شکوفه زد
دیدگاه ها (۱)

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از صمد نخواهد ...

هر چند کمی فرج تمنا کردیمآقا ز سر خویش تو را وا کردیمشرمنده ...

*### ادامه سناریو: «رایحه حقیقت» — پارت ۴ساعت از نیمه‌شب گذش...

پارت ۲۱صدای در زدن میپیچید، چند بار مکرر.معمولا کسی مزاحم خو...

TOW BROKEN THINGS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط