شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباریست
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباریست
دلش از غصه حزین بود و غمین حال من می گویم
زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست
که نشد بال زد و پرواز کرد زندگی اجبار نیست
زندگی بال و پری دارد و مهربان تر ازمهتاب است
تو عبور خواهی کرد از همان پنجره ها
با همان بال و پر پروانه به همان زیبایی
به همان آسانی زندگی صندوقچه ی اسرار پرستو ها نیست
زندگی آسان است بی نهایت باید شد تا آن را یافت
زندگی ساده تر از امواج است پس بیا تا بپریم
و تا شبنم آرامش صبح تا صدای پر مرغان اقاقی بال و پرباز کنیم
تا توانیم که ازاول آغاز کنیم و تا نهایت برو
دلش از غصه حزین بود و غمین حال من می گویم
زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست
که نشد بال زد و پرواز کرد زندگی اجبار نیست
زندگی بال و پری دارد و مهربان تر ازمهتاب است
تو عبور خواهی کرد از همان پنجره ها
با همان بال و پر پروانه به همان زیبایی
به همان آسانی زندگی صندوقچه ی اسرار پرستو ها نیست
زندگی آسان است بی نهایت باید شد تا آن را یافت
زندگی ساده تر از امواج است پس بیا تا بپریم
و تا شبنم آرامش صبح تا صدای پر مرغان اقاقی بال و پرباز کنیم
تا توانیم که ازاول آغاز کنیم و تا نهایت برو
- ۱.۱k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط