{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش رابخواهى فاجعه رفتن او چیزى راتکان نداد من هنوز هم

راستش رابخواهى فاجعه رفتن او چیزى راتکان نداد من هنوز هم چای میخورم, قدم میزنم, هستم... اما... تلخ تر... تنهاتر.. بى اعتمادتر
دیدگاه ها (۴)

روی دیوار دلت خواندم عکسبرداری ممنوع!! امابی اجازه عکست رابر...

پرم از بغض! بغض هایی که نمی شکنند... بغض هایی که همانند جلاد...

هموطن گرامی پدرمون درآوردی، سبد کالا به شما تعلق نگرفته است!...

طرف نوشته :فقط میخواستم لیلی مجنون باشم!!! یکیم تو جوابش نوش...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

🍂🍁 پاییز که می‌آید، جاده‌ها قصه‌گو می‌شوند...باران آرام می‌ب...

بیو کپشن

صدای مهیب p12

آهسته زندگی کن...بگذار طعم یک فنجان چای، همه‌ی حواست را پر ک...

دیدار باتو (part 2)

......حالم این چند وقت یه جوریه انگار تحت یه فشار زیادی هستم...

سناریو مایکی پارت۳

پارت ۲۱ | چیزی که نباید می‌دیدندرئیس چند لحظه سکوت کرد.نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط