{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

 

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

 

از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

 

مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده‌ست به تو

به تو اصرار نکرده‌ست فرآیندش را

 

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را

 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

بین موهای تو گم کرد خداوندش را

 

کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۵)

ـمنـ برگشتمــــ

تاحالـا رﻭ ﺻﻔﺤـــــــــہ ﮔﻮﺷﯿـــــﺖ ڪسے ﺭﻭ ﻧﺒﻮﺳﻴﺪﯼ ،ڪـــــــ...

زندگیمـ رفـ بهـ فاکـ

شکرتـههـ

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط