{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حارث همدانی گوید:«خدمت حضرت امیرالمومنین علیه السلام رسید

حارث همدانی گوید:«خدمت حضرت امیرالمومنین علیه السلام رسیدم؛ حضرت سوال کردند:

-«چه چیز باعث شد تا به اینجا بیایی؟»

-محبت شما یا امیرالمومنین.

-«ای حارث، آیا مرا دوست داری؟»

-بله ، به خدا قسم یا امیرالمومنین.

-«زمانی که جانت به گلو برسد، همانگونه که دوستم داری مرا خواهی دید.»
دیدگاه ها (۱)

در صحن رضا حسّ عجیبی دارمدر کنج دلم، امّن یُجیبی دارمهر لحظه...

دختر بَدر الدُجی امشب سه جا دارد عزا گاه میگوید پدر، گاهی حس...

السلام علیک یا امام الرئوف...

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد...

« ازدواج به اجبار »Part 1ویوی لیانا:نور کم‌جان گوشی‌ام، تاری...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط