{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هيچ كس نمي توانست به عمق چشم هاش پي ببرد. و من اين را از

هيچ كس نمي توانست به عمق چشم هاش پي ببرد. و من اين را از همان اول دريافتم. قدم هاي بلند برميداشت،اما جوري تربيت شده بود كه رفتارش با ديگران تفاوت داشت. دنيا را جدي تر از آن مي دانست كه ديگران خيال مي كنند. و من نمي دانم آيا مادرش هم او را به اندازه ي من دوست داشت؟ آيا كسي مي توانست بفهمد كه دوست داشتن او چه لذتي دارد، و آدم را به چه ابديتي نزديك مي كند؟ آدم پر مي شود. جوري كه نخواهد به چيزي ديگر فكر كند. نخواهد دلش براي آدم ديگري بلرزد، و هيچ گاه دچار ترديد نشود .

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۵)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟏...-:"ولی آخه آسمون ...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

"هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد. و من این را از هم...

هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد ...و من این را از ه...

"هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد. و من این را از هم...

هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هایش پی ببرد و من این را از هما...

نظرتون؟هیچ کس نمی توانست به عمق چشم هاش پی ببرد و من این را ...

هيچ كس نمي توانست به عمق چشم هاش پي ببرد. و من اين را از هما...

و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟ آ...

نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط