🔻سادهسازی «تحمیل توافق بد» با یک استدلال غلط: توافق برای
🔻سادهسازی «تحمیل توافق بد» با یک استدلال غلط: توافق برای حل اختلافات نیست، فرصت آمادگی طرفین برای جنگ بعدی است!
🔹ولع جریان اصولگرا برای انعقاد توافق با دشمن به حدی رسیده که برای تئوریزه کردن «هرگونه توافق» به استدلالهای عجیبی روی آوردهاند که از جمله آن، ادعای بیاهمیت بودن توافقها به این دلیل است که «هر تفاهمی، صرفا نقش عقب انداختن جنگ بعدی را دارد و قرار نیست اختلافات را حل کند.»
🔹با وجود آن که مقدمه این استدلال از آن جهت که «مشکلات آمریکا و اسرائیل با ایران تنها از طریق جنگ حل میشود» صحیح است، اما مساله این است که - حداقل برای آمریکا - هدف از مذاکره نیز هیچگاه «حل اختلافات» نبوده است و حداقل برای طرف مقابل «مذاکره عین مبارزه است» نه وسیله حل اختلافات با ایران!
🔹آمریکا نشان داده مذاکره وتوافق برای او، نه یک فرصت تنفس، بلکه ابزاری برای گرفتن نفس طرف مقابل و از کار انداختن برگهای برنده اوست. از طرف دیگر، وقتی همچون دوران برجام - و متاسفانه همین مذاکرات کنونی - میز مذاکره به جای عرصه تثبیت موفقیتهای میدانی، به صحنه داد و ستد داراییهای راهبردی کشور از جمله صنعت هستهای و تنگه هرمز تبدیل شود، طرف مقابل با خلع سلاح ایران از نقاط توانمندی راهبردیاش سعی خواهد کرد تا شما را برای جمله بعدی ضربهپذیرتر کند و از سوی دیگر، با اعطای امتیازات غیرراهبردی مثل پذیرش حق غنیسازی، احترام به حاکمیت داخلی و حتی آزادسازی داراییهای بلوکه، خودش عملاً هیچ عقبنشینی راهبردی انجام ندهد.
🔹درباره مذاکرات جاری نیز به طور خاص نکته مهمی وجود دارد. بیانیه آتشبس شورای عالی امنیت ملی به صراحت اعلام کرده هدف از این گفتگوها از یک سو تضمین این مطلب است که دیگر کسی به ایران حمله نخواهد کرد و از سوی دیگر، قرار است با این فرآیند، موفقیتهای میدانی کشور تثبیت شود. حالا نکته اساسی این است که اگر ایران با سادهانگاری بخواهد هر توافقی را به گذرگاهی برای جنگ بعدی بنگرد، خود به خود مرتکب نقض غرض اصلی این مذاکرات یعنی بازدارندگی از حملات بعدی شده است.
🔹مذاکرات کنونی هدفی جز بازدارندگی و تثبیت موفقیتهای میدانی ایران نداشته و واگذاری هر امتیاز راهبردی - و نه امتیاز تاکتیکی - در آن، به مثابه پذیرش خودخواسته ضعف کشور در جنگ بعدی است و این روش، نه تنها مانع جنگ بعدی نمیشود، بلکه آن را تسریع خواهد کرد!
🔹برای طرف مقابل، مذاکره و توافق نه فرصتی جهت تنفس و آماده شدن برای جنگ بعدی، که بهترین نقطه برای تضعیف ایران، تسریع جنگ بعدی و خلع سلاح کشور از داراییهای راهبردیای است که در جنگ به دست آورده و باید در مذاکره به دشمن واگذار کند!
🔹اینکه مذاکره چیز مهمی نیست و صرفاً نقش موقت برای رسیدن به جنگ بعدی دارد، هم خلاف عقلانیت و اهداف اعلامی کشور مانند بازدارندگی از حملات بعدی است، و هم یادآور آن منطق غلط و معروف جواد ظریف در دوره برجام است که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»!
🔹ولع جریان اصولگرا برای انعقاد توافق با دشمن به حدی رسیده که برای تئوریزه کردن «هرگونه توافق» به استدلالهای عجیبی روی آوردهاند که از جمله آن، ادعای بیاهمیت بودن توافقها به این دلیل است که «هر تفاهمی، صرفا نقش عقب انداختن جنگ بعدی را دارد و قرار نیست اختلافات را حل کند.»
🔹با وجود آن که مقدمه این استدلال از آن جهت که «مشکلات آمریکا و اسرائیل با ایران تنها از طریق جنگ حل میشود» صحیح است، اما مساله این است که - حداقل برای آمریکا - هدف از مذاکره نیز هیچگاه «حل اختلافات» نبوده است و حداقل برای طرف مقابل «مذاکره عین مبارزه است» نه وسیله حل اختلافات با ایران!
🔹آمریکا نشان داده مذاکره وتوافق برای او، نه یک فرصت تنفس، بلکه ابزاری برای گرفتن نفس طرف مقابل و از کار انداختن برگهای برنده اوست. از طرف دیگر، وقتی همچون دوران برجام - و متاسفانه همین مذاکرات کنونی - میز مذاکره به جای عرصه تثبیت موفقیتهای میدانی، به صحنه داد و ستد داراییهای راهبردی کشور از جمله صنعت هستهای و تنگه هرمز تبدیل شود، طرف مقابل با خلع سلاح ایران از نقاط توانمندی راهبردیاش سعی خواهد کرد تا شما را برای جمله بعدی ضربهپذیرتر کند و از سوی دیگر، با اعطای امتیازات غیرراهبردی مثل پذیرش حق غنیسازی، احترام به حاکمیت داخلی و حتی آزادسازی داراییهای بلوکه، خودش عملاً هیچ عقبنشینی راهبردی انجام ندهد.
🔹درباره مذاکرات جاری نیز به طور خاص نکته مهمی وجود دارد. بیانیه آتشبس شورای عالی امنیت ملی به صراحت اعلام کرده هدف از این گفتگوها از یک سو تضمین این مطلب است که دیگر کسی به ایران حمله نخواهد کرد و از سوی دیگر، قرار است با این فرآیند، موفقیتهای میدانی کشور تثبیت شود. حالا نکته اساسی این است که اگر ایران با سادهانگاری بخواهد هر توافقی را به گذرگاهی برای جنگ بعدی بنگرد، خود به خود مرتکب نقض غرض اصلی این مذاکرات یعنی بازدارندگی از حملات بعدی شده است.
🔹مذاکرات کنونی هدفی جز بازدارندگی و تثبیت موفقیتهای میدانی ایران نداشته و واگذاری هر امتیاز راهبردی - و نه امتیاز تاکتیکی - در آن، به مثابه پذیرش خودخواسته ضعف کشور در جنگ بعدی است و این روش، نه تنها مانع جنگ بعدی نمیشود، بلکه آن را تسریع خواهد کرد!
🔹برای طرف مقابل، مذاکره و توافق نه فرصتی جهت تنفس و آماده شدن برای جنگ بعدی، که بهترین نقطه برای تضعیف ایران، تسریع جنگ بعدی و خلع سلاح کشور از داراییهای راهبردیای است که در جنگ به دست آورده و باید در مذاکره به دشمن واگذار کند!
🔹اینکه مذاکره چیز مهمی نیست و صرفاً نقش موقت برای رسیدن به جنگ بعدی دارد، هم خلاف عقلانیت و اهداف اعلامی کشور مانند بازدارندگی از حملات بعدی است، و هم یادآور آن منطق غلط و معروف جواد ظریف در دوره برجام است که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»!
- ۴۵
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط