۴ پارتی از کوک
۴ پارتی از کوک
{ این دو زوج در خانه )
ویو کوک
منو و ات رفتیم توی عمارت چون شام خورده بودیم گشنه نبودی دیگه رفتم یه دوش گرفتم امدم بیرون دیدم روی مبل نشسته داره تلویزیون می بینه
کوک : هی
ات : هِیو مرض من اسم دارم
کوک : خانم کانگ ات باید قوانین اینجارو بهت بگم
۱ . هر وقت مهمون آمد مثل زن و شوهر های خوب با هم رفتار می کنیم ولی وقتی کسی نیست نیاز نیست کاری کنیم
۲ . بیرون رفتن های من یا تو بهم ربطی نداره
ات : گفتی قوانین داره فقط دو تا بود که
کوک : و شماره ی ۳ بهم احترام بزاریم
ات : باشه
ویو ات
پس اگه این جوریه آماده شم برم بار رفتم یک لباس باز پوشدم رفتم دم در که
کوک : کجا
ات : مگه قرار نبود به هم ربط نداشته باشه
کوک : ....
ویو ات
رفتم داخل بار بوی سیگار و الکل رو دوست داشتم حس جالبی داره رفتم یه ویسکی ۱۰۰ درصدی گرفتم خوردم
۱5 مین بعد
خیلی مست شده بودم حال
{ این دو زوج در خانه )
ویو کوک
منو و ات رفتیم توی عمارت چون شام خورده بودیم گشنه نبودی دیگه رفتم یه دوش گرفتم امدم بیرون دیدم روی مبل نشسته داره تلویزیون می بینه
کوک : هی
ات : هِیو مرض من اسم دارم
کوک : خانم کانگ ات باید قوانین اینجارو بهت بگم
۱ . هر وقت مهمون آمد مثل زن و شوهر های خوب با هم رفتار می کنیم ولی وقتی کسی نیست نیاز نیست کاری کنیم
۲ . بیرون رفتن های من یا تو بهم ربطی نداره
ات : گفتی قوانین داره فقط دو تا بود که
کوک : و شماره ی ۳ بهم احترام بزاریم
ات : باشه
ویو ات
پس اگه این جوریه آماده شم برم بار رفتم یک لباس باز پوشدم رفتم دم در که
کوک : کجا
ات : مگه قرار نبود به هم ربط نداشته باشه
کوک : ....
ویو ات
رفتم داخل بار بوی سیگار و الکل رو دوست داشتم حس جالبی داره رفتم یه ویسکی ۱۰۰ درصدی گرفتم خوردم
۱5 مین بعد
خیلی مست شده بودم حال
- ۶۲۶
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط